یکشنبه ۱۳۸۹/۰۲/۱۹ - 17:8 - علی -
روزی شاگردی از استادش خواست به او چیزی مفید بیاموزد که رهنمود راه زندگیش باشد .
استاد از او مشتی نمک و لیوانی آب خواست .شاگرد لیوان ونمک را نزد استاد برد . استاد نمک را داخل اب ریخت و از شاگرد خواست آن را بنوشد . شاگرد تنها جرعه ای از آب را خورد ونتوانست بیشتر بنوشد . استاد شاگرد را کنار دریاچه آب شیرینی برد مشت نمک داخل دریاچه ریخت و از او خواست آب را بنوشد وشاگرد تمام آب لیوان را سر کشید .
استاد به او گفت : مشکلات زندگی مانند مشتی نمکند . اگر وسعت دل و روحت زیاد باشد به راحتی آن را حل می کنی .
دریا دلان عزیزم دلهایتان را وسعت بخشید .تا شورها و تلخی ها را نفهمید .
موفقیت یک جامعه در گرو موفقیت تک تک اعضای آن جامعه است به همین دلیل ما تلاش می کنیم مطالبی ارائه کنیم که موفقیت شما را به ارمغان بیاورد