داستانی که در آن انسانیت را می شناسید --> داستان بهلول
داستانی از پندهای یک پدر بزرگ ----> قلم باشید
داستان موفقیت همسر از دید یک دختر ----> موفقیت چیست ؟
داستانی که در آن انسانیت را می شناسید --> داستان بهلول
داستانی از پندهای یک پدر بزرگ ----> قلم باشید
داستان موفقیت همسر از دید یک دختر ----> موفقیت چیست ؟
نیش خویش از نیش عقرب بد ترست پس بزن عقرب که نیشت بهتر است
دنیا آینه تمام نمای اعمال شماست و هر چه شما بخواهید میشود و در این راه هیچ چیز را نمی توانید کنترل کنید
جز رفتار خودتان
.
موضوع جدیدی در باب افزایش قد به ذهنم زده که می خواستم یک وبلاگ جدا براش بسازم اما از آنجا که رشته من عمران است و اطلاعاتم باب این موضوع از 4-5 تا کتاب تجاوز نمی کند تصمیم گرفته یکی از کتابهای خوب در این باب را براتون خلاصه کنم و قسمتهای پزشکیش را حذف کرده و با قسمتهای کاربردی در خدمتتون باشم .
علت دیگر این بود که رشد قد با داشتن اعتماد به نفس و تلاش تا 30 سالگش قابل ادامه است . در کودکی مغز استخوان عمل خونسازی را انجام میدهد و استخوان ها نرم ترند در اثر زمان با فعل و انفعالات بدن استخوانها از وسط به مرور زمان به سمت انتها سخت می شوند . که این فرآیند در 30 سالگی به مرز خود میرسد و استخوان ها دیگر در فرایند خونسازی تاثیری ندارند . البته بعد از این سن هم پزشکان با بازآفرینی عمل خونسازی افزایش قد را ایجاد می کنند اما مستلزم هزینه مادی و معنوی می باشد . اینجا با آشنا یی بیشتر با فرآیند رشد و مشکلات رشد و راه رفع آنها و همچنین آشنایی با ویتامینها و ورزش مناسب می توانید قبل از این سن به تناسب قد دست یابید .
علل کوتاهی قد :....
... بقیش را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید.
به ادامه مطلب بروید
باید برای چه کسی اعتماد سازی کنیم یک کشور که ۳۰۰ سال پیش توسط یک اروپایی که کتب باستانی ایران را مطالعه کرده و متوجه شده قاره این کشور وجود دارد و مثلا کشفش کرد. کشوری که افتتاحش با قتل و زور گیری بود و هیچ اصالتی ندارد خیلی مضحکه !
کی قدرت جهانی کشوری که سلاحهای بیشتری داره؟ یا کسی که تمدن و فرهنگ داره ؟
کی قدرتمنده کسی که سرمایش نیرو انسانی و طبیعیش از خودش است یا یک غارتگر ؟
فقط برای اینکه یکم با تمدن و فرهنگ کهن ایران و افکار باستانیان ایران آشنا بشید وصیت نامه کوروش کبیر را بخوانید .
امروز تو هر کتابی که برای رسیدن به موفقیت می خوانید یک جمله را مشاهده می کنید :
افکار منفی را از خود دور کنید و مثبت بیاندیشید !
قرآن هم از طرق مختلف به ما گفته مثبت بیاندیشید اما نه به این صراحت بلکه خداوند در قرآن فرموده که شکر گزار باشید و قانع که این دو معلول مثبت اندیشیدن است اگر شما به چیزهایی که ندارید فکر کنید نمی توانید خدا را شکر کنید بلکه برای شکر گزاری باید داشته های خود را بسنجید که سبب مثبت اندیشی می شود .
خداوند این دنیا را محل آزمون بندگانش قرار داد آنهایی که کامل دل به حرف حق دهند خود به خود از مشکلات دوری می جویند . خدا مستقیم علت حلال و حرام کردن یا مستحب و مکروح کردن را نگفته (در بیشتر موارد ) تا تنها بندگانی که سعی در نزدیک شدن به او را دارند از این چشمه بهره ببرند .
حال اگر به جنبه نزدیک کردن انسان به اهداف به صورت ماوراء طبیعی در اثر شکر گزاری و افکار مثبت نگاه نکنیم از جنبه طبیعی هم میبینیم که با این گونه تفکر انسان از تنش های روحی نجات پیدا می کند و به آرامش می رسد در نتیجه کمک بسزایی در بهتر فکر کردن ودرست تصمیم گرفتن و بهتر عمل کردن میکند .
راستی از علمی بودن قرآن گفتم یادم افتاد این لینک رو بذارم تا از علوم قرآن یا معجزاتش کسی غافل نماند خیلی جالبه حتما مطالعه بفرمائید . اگر معجزات دیگری هم خواستید می توانید در گوگل معجزات قرآن را جستجو کنید تا بیشتر با اسرار این کتاب آشنا بشید .
عـشق یعنی یـک تـبسم در اوج خشم عـــشق یـــعنی مهربانی در قعر غم
عــشق یــعنی یــار نا مهربانی می کند عـــاشق بی عقل یـاد خاطر می کند
عشق یعنی معشوقه ای در کار نیست عـاشق اما بــاز نسیان در کار نیست
عشق را ترجـــمه یـک جــــمله اســت فــکروذهن وجان ودل معشوقه است
پـــــیــران را جوانکی ســوالی بود ز خدایشان هـــمـه مـــــانده بر جـواب ســـوال جــوانــکشان
خـدا بــزرگ اسـت و چــه نـیازش بـود به غیر چرامن کوچک وخار رابشمرد یک گناه و دوخیر
او کـــه دانـــــد چـــــرا گـــــنـــه کـــــردم! او کـــــه دانـــــد کـــه چـــــند گـــنـه کـــــردم
چرا گـــــذارد دو فرشته محاسب بـــــر کولم ؟ چــرا پـــــدرم گــنه کند و من توبه اش بـــــکنم؟
در ســـــکوت حاج و واجی حاجیان دین ظاهر ناگـه صــــدای بـــلندی بــرخـــــواست از ناصر
گفت دین شما را با بت پرستان چه توفیر است مـگر نـه اینکه آنها را دین پدرانشان توفیق است
جـــــوانـــــک از همه مابینتان عالم تــرســـت واقـــــعیت از هـــــمه فی بینتان مومن تـر است
او نــــبـــــاشــــد گوســــفنـدی در گـــلـــه ای او نـــــرفـــــته دنــــبـال هــر ســـر گــــلـــه ای
جوابش دهـــــم که مرا چه نیازیی به آدم است بــر فـرشته بـر گـردن آدم چـه حــــــکمت است
مــثال این است که دانی حق چه نزدیک اسـت گـــر بـــچـرخــی نـــوک دمــاغـت گـیـر اســت
بـــــیــــافریــدم آدم کــــه او از خودم اســـــت بـــــــــه دادمش تــــوان که دوای هر گنه است
تــــــو تـــــوبـه پـــــدر کنی چــون انـــسـانــی ثــــــواب کار خـــیرت نـــیازت بود حـــــاکــی
صــدا بــرفــت و جـــــوان فــــزونی یــــافـــت گفتند بی سوادان بی پرسش صدا کجــایی اسـت
او را به محفلی برد که مردمی زار گرسنه و درمانده و لاغر به دور میزی پر از غذاهای رنگارنگ و متنوع نشسته بودند ولی دستشان به غذا ها نمی رسید و هرکدامشان قاشق بلندی داشتند که آنقدر دسته قاشق بلند بود که به دهانشان نمیرسید !![]()
مرد بسیار ناراحت شد از این عذاب و رنج عظیمی که آنها می کشیدند پس از خدا در خواست کرد بهشت را به او نشان بدهد.
خداوند او را به محفلی دیگر برد (محفل بهشتیان) همان وضعیت در آنجا نیز بود میزی پر از طعامهای متفاوت و لذیذ با قاشق هایی بلند . اما چیزی باعث حیرت مرد شد تمام افراد دور میز سر زنده و سرحال و سیر بودند .![]()
حدس میزنید علت چه بود ؟
آنها چه میکدند که مشکلشان حل شده بود ؟
آری هر یک از آنها به جای اینکه به فکر خودش باشد
در دهان دیگری غذا می گذاشت !
بله شاید این داستان بسیار نمادین است
اما تنها راه بهشت شدن زمین همین است .
در دهان هم غذا گذاشتن !
وصیت نامه ای را براتون قرار دادم که خود درسی است در راستای رسیدن به معرفت ، کمال ، پیشرفت و موفقیت واقعی میتوانید از لینک زیر برای مطالعه وصیت شهید خسرو.خ استفاده کنید.
اگر می خواهید سرعت گذشت زمان را احساس کنید کافیست به جای اینکه منتظر آینده باشید به رسیدن امروز که روزی در انتظارش بودید باندیشید .![]()
این تجربه ای است که شخصا به آن دست پیدا کردم من متوجه شدم اگر در انتظارآینده و گذشتن زمان بمانیم و به سختی های امروز فکر کنیم زمان بسیار کند می گذرد . اما اگر در اندیشه امروز تلاش کنید و به چشم تفریح و یک نوع گیم به مشکلات نگاه کنید می توانید ازمشکلات و وظایفتون لذت ببرید .همواره به محصول فعالیت فکر کنید و به اینکه شما خودتان به آن خواهید رسید . جالبه لحظات خوش بسیار سریع می گذرند . باور کنید این احساس را من واقعا احساس کردم . امیدوارم بتونید بهش برسید .
به یاد داشته باشید :
دیروز گذشت و فردا نیامده است و شاید هرگز نیاید ما در امروز زندگی میکنیم
پس
از تجربه دیروز استفاده کنید در امروز زندگی کنید تا فردا را بسازید !
ملتی با عزت نفس بالا=================================> ایران
یعنی ما روحی والا داریم و ایرانیان ملت بزرگواریند.
اما یک معنای دیگم داره یعنی ایرانی خود را باور دارد. ولی من می گم ندارد . ندارد چون آنچه داریم کمتر نتیجه خود باوریست . ما هرچه داریم از استعدادها و منابعمان است . ما خود را بسیار کمتر از آنچه هستیم می دانیم . چرا فکر می کنید اروپایی ها پیشرفته اند اما ما نمی توانیم از آنها پیشی بگیریم ؟ اما نباید این گونه بماند چشم انداز بیست ساله فکر خوبی بود به شرطه اینکه واقعا از شعار خارج بشه .
اما شما به عنوان یک ایرانی چه کردید ؟ آیا سعی کردید کمکی به جامعه خویش بکنید ؟
اگر می خواهید پیشرفت کنید باید این اصل مهم را بدانید :
پیشرفت هر فرد از جامعه باعث پیشرفت جامعه و پیشرفت جامعه پیشرفت تک تک افراد رو در پیش دارد . پس اگر شما خودتان پیشرفت کنید به جامعه خود نیز خدمت کردید . می توانید به دیگران هم کمک کنید تا پیشرفت خودتان سرعت بگیرد .
این رو هم بدانید شاهی که سربازان و مردم سر زنده داره کاخش بزرگ و همیشگی میشود ولی شاهی که مردمش گرسنه باشند اگر بزرگترین کاخ را هم با ظلم بدست آورده باشد محکوم به سقوط است.
از بحث اصلی خیلی دور شدم !
میخوام عرض کنم :
اگر شما علم و تجربه داشته باشید و راه درست را بشناسید انگیزه کافی داشته باشید و کاملا هماهنگ باشید .
ولی به خود باوری نرسیده باشید دست یابی به موفقیت محال است و اگر در مسیر موفقیت باشید سرعتتان بسیار کند خواهد بود .
اعتماد به نفس داشته باشید و بدانید که کار نشد نداره می دانید که نباید از الفاظ منفی استفاده کنید میدانید که ضمیر نا خود آگاه شما بیدار است و منتظر دستور شماست بشنود که شما می گویید میتواند یا نمی تواند !پس فراموش نکنید هرگز لفظ منفی بکار نبرید.
صبح و شب (قبل و بعد از خواب) بهترین زمان برای تلقین مثبت به روح است .
فراموش نکنید غازی که فکر کند اردک است هیچ گاه تصمیم به پرواز نمی گیرد .
ایراد اصلی و مشکل کارها گروهی ما از مدیریت است . بزرگ ترین مشکل مدیریت در جامعه امروز کم بودن میزان اعتماد به مدیران است . همه احساس میکنند مدیر و متخصصا . توی فیلم مارمولک بود می گفت آدمها برای رسیدن به خدا راههای مختلفی دارند . درسته .
انسان برای رسیدن به هر هدفی مسیر های متفاوتی جلوی پاشه . هر کس یک راه رو انتخاب می کند و اگر هر کسی بخواد یکم تو برنامه مدیر دست ببرد به بیراهه میرسیم . چون امکان داره مدیر سیایست کاری متفاوت از اون مسیری که ما فکر میکنیم را انتخاب کرده باشد .
به مدیران مشورت بدید و ازشون انتقاد کنید اما با اشتباهات کوچک تعویضشون نکنید یا بهشون فشار وارد نکنید که کاری که شما می فرمائید را انجام بدند .
۱۰۰٪ در نفس تمام ایرانیان استعداد مدیریت وجود داره . اما برای هر کار یک مدیر کافی است . دیگران نظارت کنند بر کار او و از او انتقاد کنند اما دخالت نکنند و هر گاه معضلی را دید همراه با راهکار ارائه دهید .
یکم به گذشته نگاه کنید به تاریخ کشورمان . هر وقت در کار پادشاهانه ما دخالت شده و هر وقت از سوی دیگران اجازه عمل به مدیران ما داده نشده ما نزول داشتیم .و در مقابل در دوره هایی که ما مدیران مدبر داشتیم که با مشورت با دیگران با اقتدار تصمیم می گرفتند . پیشرفت فراوانی داشتیم .![]()
ببینید که آیا شما کار خود را به درستی انجام می دهید ؟ ابتدا عملکرد خود را اصلاح کنید و سپس به دیگران بپردازید .
البته مشکل دیگری هم وجود دارد : عده ای از مدیران ما که تخصوص مربوطه ندارند و عده ای سر جای خودشون نیستند که جای تاسف دارد و باید رسیدگی شود.![]()
پس باید برای :
اعتماد سازی کنید . اعتماد ها را از بین نبرید . و به هم اعتماد کنید .
شبی وارد مجلس شدم .قدری دیر شوده بود و شیخ در حال مناجات بود چشمم که به افراد جلسه افتاد . یکی را دیدم که ریشش را تراشیده بود . در دلم ناراحت شدم و پیش خود اعتراض کردم : که چرا این شخص ریشش را تراشیده !جناب شیخ که رو به قبله بود وپشتش به من . ناگهان دعا را قطع کرد و گفت :
به ریشش چه کار داری ؟ ببین اعمالش چطور است ! شاید یک حسنی داشته باشد که تو ند ری!
این را گفت و مجددا مشغول دعا شد .
منبع : کتاب کرامات و حکایات عاشقان خدا
واقعا از چه چیزی می ترسید ؟ تاریکی ؟ آتش ؟ سرعت ؟ ارتفاع ؟ مرگ ؟![]()
اصولا انسان زمانی که احساس خطر می کند می ترسد !
اگر شخصی نترسید از 3 حالت خارج نیست :
2- تظاهر به نترسیدن می کند .
3- احساس خطر نکرده است .
4- بیمار است .
حالت اول خود نوع دیگری از بیماریست . در حالات اول و دوم باید به پزشک مراجعه بشه تا بیمار مداوا بشود.که این حالات مخصوصا حالت اول متاسفانه در جوانان ایران زیاد دیده می شود.
اما مشکل اصلی جامعه ما این است که خطر درک نمی شود . چرا ؟ آیا فرهنگ سازی غلط است ؟ آموزش و اطلاع رسانی ضعیف است ؟
در تمام موارد جواب 2 کلمه است ! بله. نه.
بله چون : واقعا این کارها انجام داده می شود .
نه چون : غشری که باید فرهنگ بهشون تزریق بشه به فرهنگ ساز باور و اطمینان ندارد .
چقدر میگن قرص روانگردان بده ! چقدر تاثیر داشت ؟ می دونید چرا ؟ جوان ما مضرات رو می داند . اما باورش نمی شه که ارزشش ضررش بیشتر از تستش باشه ! فکر می کنه بده اما ارزش شادیش رو داره !
چرا ؟ چون باید تخلیه بشه ! چجوری باید تخلیه بشه رو من نمی دانم . اگر کسی می تونه نظر بده و بگه ممنون می شوم .اما یک چیزی رو می دونم اینکه بعضی ها از خطر نمی ترسند و از روی معرفت و یا دانایشون دست به خطر نمی زنند برای خدا یا برای خلق خدا ! و این زیباست .![]()
خنده بر هر درد بی درمان دواست !
و بخندید و بخندیدو بخندید !
تو کتابهای مختلف امثال این جملات را زیاد می بینید ! اما تو این دنیا آیا میشود بخندیم ؟ هر کدوم از ما مشکلهای واقعی ای داریم که ازهیچ کدام خبر نداریم و هزاران مشکلات کاذب که داریم باهاشون دست و پنچه نرم می کنیم.
اگر واقعا کسی نتواند بخندد یعنی سکته مغزی کرده .
فقط در این حالت انسان نمی تواند بخندد !
اما اگر شما به سختی می خندید از ۱ حالت خارج نیست !
۱- شما خیلی رویه مشکلاتتون تمرکز می کنید .![]()
ببینید یکی از عواملی که باعث می شود مشکل به مشکل جدید تبدیل بشود. همین بزرگ کردن مشکلات . که از گم کردن هدف نهایی ایجاد می شه ! و از دست کم گرفتن خالق ایجاد می شود .وقتی شما عصبی هستید کارایه ذهنتون مختل می شه و همش اشتباه می کنید . به مشکلاتتون بخندید تا هم پیر نشید و هم فکرتون بهتر کار کنه . اگر در بعضی موارد که عصبانی شدید به علت عصبانیتتون فکر کنید .می بینید که چقدر الکی عصبی شدید ! اونوقت می توانید برید جلوی آینه به چهره خودتون نگاه کنید ببینید می تونید نخندید !
برای شاد بودن باید چند نکته را رعایت کنید : ![]()
۱- حد المقدور در حین عصبانیت به مشکلات فکر نکنید .
۲- با دوستان شادتر بگردید و انواع لطیفه و فیلمهای شاد نگاه کنید .
۴ از گشتن زیاد با افراد افسرده . از مطالعه زیاد رمانها و کتاب های غمگین و دیدن و شنیدن زیاد آهنگها و فیلمها غمناک خودداری کنید .
۵-شب قبل از خواب حداقل ۵ دقیقه بخندید .
۶ سعی کنید اشتباه نکنید و زندگی اصول مند داشته باشید تا بعداً مجبور نشید به همچین مشکلاتی فکر کنید و عصبی بشید !
۷ با افزایش اطلاعاتتون و افزایش موفقیتهاتون مورد تشویق قرار می گیرید و شاد می شید !![]()
و در آخر بدانید که همه چیز اندازه داره شادی زیاد و بی مورد هم بذر غم رو می کاره و فراموش نکنید که هیچ کس و هیچ جا افراط و تفریط تایید نشده !![]()
مـــن آدم که بــــدن ز خــــود نــدارم نـــــتوانم که کــــنم هر آنـــچه خـــواهم
من که آدمـــی زبـونم نبود مرا توانی نـــبود مـرا دو راهی برسم به سر پناهی
تو مرا کتاب دادی برسم به سر پناهی من که مکتبی نرفتم چه کتابه دل نشانی؟
تـــــــــو بـــخـوان کـتــاب خـــود را بنده زبون کوچک برسان به عرش اعلا ء
(( کودک که بودم می خواستم جهان را تغییر دهم . جوانتر که شدم خواستم کشورم را متحول کنم . بعدها تصمیم گرفتم که شهرم را متحول سازم . در میان سالی قصد تغییر سبک کاری اداره ام در ذهنم بود و در پیری می خواستم خانواده ام را دچار تغییر کنم.
اینک که به استقبال مرگ می روم فهمیدم که باید خودم را تغییر میدادم .اما حیف که زمانی نمانده ! ))
شما چقدر زمان دارید؟ که خود را متحول کنید تا تحول کائنات را مشاهده کنید ؟
راز موفقيت شما چيست؟
چگونه به این موفقیت دست یافتید ؟
و......
بعضى از صاحب نظران معتقدند موفقيت مثلثى طلايى دارد؛ مثلثى كه سه ضلع آن عبارتند از:
1. نظم و آرامش
2. برنامه ريزى و دقت
3. سرعت عمل و زمانشناسى
پرموديترا مىنويسد: «حتى يك سازمان موفق امتداد سايه يك مدير موفق است.» در حقيقت هر انسانى ناخداى كشتى زندگى خويش است و زمانى موفق خواهد بود كه خوب بينديشد، خوب حركت كند، خوب با تغييرات سازگار شود، خوب برنامهريزى و خوب عمل كند.
ويلمام جيمز مىنويسد: «بزرگترين كشف نسل ما اين است كه انسان مىتواند با تغيير دادن نگرش خود زندگىاش را تغيير دهد.»
در حقیقت تنها چیزی که ما توان تغییر و کنترل آن را داریم عملکرد و رفتار خود ماست که از افکار ما سر چشمه میگیرد . به همین دلیل در دین اسلام فکر به گناه مانند انجام دادن خود گناه مجازات دارد این نشان دهنده نشانه افکار بر اعمال ماست .پس با ویرایش ذهنمان میتوانیم رفتارمان و در نتیجه دنیای اطرافمان را متحول کنیم
برای رسیدن به موفقیت ابتدا باید نیتی درست در راستای هدف داشته باشیم . مجموع سه ركن آرزو، باور و پذيرش را نيت مىناميم.
آرزوی ما انگیزه ما را می سازد که خود مهمترین امر در رسیدن به موفقیت است . انگیزه ما افکار ما را تحت تاثیر قرار می دهد .
باورهای ما مسیر رسیدن به آرزویمان را تنظیم کرده و از لغزشمان به بیراهه جلوگیری می کند .
و در نهایت پذیرش واقعی و ایمان آوردن به باورها و درستی هدف ما را به هدف میرساند .ایمان مهمترین اصل هدف است .
ایمان باور قلبی است که به آن اطمینان کامل داریم.
عاشقم که عشق مجنون و لیلی - شیرین و فرهادی را ببینم اما این ها کجایند .
خدایا عشق را از که بیاموزم ؟
خدا آیا این یک توهم است آیا عشق یک خیال است ! ای خدا من این خیال را دوست دارم !
و فقط عشق نیمه جانی دارد که عشق من به عشق است و اگر عشق من به عشق نباشد عشق از فرهنگ لغت حذف می شد ! دیگر کسی یک عشق ندارد کسی به من بگوید جمع معشوق چیست ؟ معشوقه که جمع ندارد زمانی معشوقی میمرد ولی عشق عاشقش تا عبد زنده بود حالا معشوقه زنده است اما کسی حتی دوستش ندارد ! انسان ها حیوان شده اند !
دیگر کسی عاشق نیست !
این از درک پایین است نه از عالمیتمان ! ما خرانیم که دنبال جفت می گردیم ! دیگر مجنون زتده نیست دیگر لیلی وجود ندارد مسابقه ای برپاست یار بیشتر رتبه ای بالاتر ! میزان عشق به یک فرد ملاک نیست میزان عشقها در ان واحد ملاک ماست ! ما آدم نیستیم !
آدم حضرت آدم بود که به عشق یارش به زمین آمد که وقتی یارش سخن می گفت معبود خود را از یاد می برد ! نه به این افراط در عشق که خود عشقی مریض است نه این آشفته بازار که ای کاش آن عشق مریض زنده باشد !
مخ زنی واژه ای جدید است جای دل بری ! عشق امروز با دروغ اجیر است !
با دروغ شکل می گیرد!
با دروغ ادامه میابد !
با دروغ می میرد !
این عشق است ؟ این حوس است ! این درد روح است و مرض روح که از بدن سر چشمه میگیرد ! زندانی که خداوند بندگانش را در آن اسیر کرد تا دیگر عشق واقعی را فراموش نکنند .
خدایا شکرت می کنم که تو را دارم که عاشقت باشم ! تا عشق نمیرد ! کمکم کن این عشق را قوی تر سازم ! تا هیچ حوسی آن را نکشد !
زنده باد عشق !
خوب دوستان همون طورکه در اولین تاپیک هم گفتم دوست دارم اولیای کودکان خواهان این باشند که کودکان و نوجوانانشون در اینترنت بچرخند و اطلاعات خود را افزایش دهند نه اینکه بترسند که فرزندشان در یک محیط آلوده و خطرناک منحرف بشوند . همه ما در هنگام گشتن در اینترنت با سایت های غیر اخلاقی زیادی مواجه می شویم با اطلاع آنها به مراکز زیر سلاح می توانید با خیال آسوده تری اینترنت را در اختیار خواهر و برادر کوچک یا فرزندتان را قرر دهید تا فرزندانمان در سنی که نباید با بعضی مسائل آشنا نشوند و جامعه ی ما به فساد کشیده نشود.
س- ک - ص یک عمر طبیعی و هدیه خداوند به انسان است خداوند برای بندگانش در این مورد قوانینی وضع کرده است که بتوانند از این هدیه به درستی استفاده کنند و جامعه ی انسانی فرو نپاشد و به کمال و پیشرفت برسد .
با آموزش به موقع و درست این مسائل به فرزندان ایران می توان از انحراف آنها و بسیاری از مشکلات آتی جلوگیری کرد و قطعا دشمنان ما این ها را می دانند و با استفاده از این غریزه انسانی و با اطلاع از اطلاعات کم ما و فرزندانمان قصد سست کردن پایه های ما یعنی فرزندانمان را دارند .
برای گزارش سایت های متخلف اینجا کلیک کنید یا به سایت زیر مراجعه فرمایید . متشکرم
زنی بیرون از خانه 3 پیرمرد را دید به آنها گفت : من شما را نمی شناسم اما حدس میزنم که خسته و گشنه باشید بفرمائید از شما پذیرائی کنم .
پیر مرد ها گفتند : آیا شوهر تو در خانه است ؟
زن پاسخ داد : او برای کار به بیرون رفت تا عصر بر می گردد .
پیران گفتند تا همسرت نباشد ما نمی آییم. ساعاتی گذشت و همسرش آمد و ماجرا را شنید و از زن خواست که آنها را دوباره دعوت کند . زن دوباره آنها را دعوت کرد .
اما انها گفتند : تنها یکی از ما داخل می آید نام یکی از ما ثروت دیگری موفقیت و آخری عشق است .
زن به خانه برگشت و و ماجرا را تعریف کرد .
همسرش گفت : خوب ثروت را دعوت کن .
زن گفت : نه موفقیت را دعوت کنیم .
ناگهان کودکشان جلو آمد و گفت : عشق را دعوت کنید اینگونه خانیمان پر از محبت می شود.
بالا خره زن سراغ 3 پیر رفت و عشق را دعوت کرد .چیز عجیبی دید هر سه با هم امدند ! علت را از آنها پرسید ؟
گفتند اگر هر یک از ما جز عشق را دعوت می کردی 2 تایمان میرفتیم !
اما :
((هر جا که عشق باشد موفقیت و ثروت نیز خواهند آمد ))
و واقعا عشق یعنی چه ؟
عشق یعنی کوچک کردن یک دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه ی یک دنیا !
روزی شاگردی از استادش خواست به او چیزی مفید بیاموزد که رهنمود راه زندگیش باشد .
استاد از او مشتی نمک و لیوانی آب خواست .شاگرد لیوان ونمک را نزد استاد برد . استاد نمک را داخل اب ریخت و از شاگرد خواست آن را بنوشد . شاگرد تنها جرعه ای از آب را خورد ونتوانست بیشتر بنوشد . استاد شاگرد را کنار دریاچه آب شیرینی برد مشت نمک داخل دریاچه ریخت و از او خواست آب را بنوشد وشاگرد تمام آب لیوان را سر کشید .
استاد به او گفت : مشکلات زندگی مانند مشتی نمکند . اگر وسعت دل و روحت زیاد باشد به راحتی آن را حل می کنی .
دریا دلان عزیزم دلهایتان را وسعت بخشید .تا شورها و تلخی ها را نفهمید .
تا حالا شنیدید که می گن دروغ دروغ می یاورد ؟
تمامی مشکلات همین طوری هستند . یعنی در صورتی که سریع حل نشوند مشکلات جدیدی ایجاد میکنند . حتی یک مشکل آنی که سریع حل می شود مشکل ایجاد میکند وای به حال یک مشکل کهنه ! همواره همه می گویند که پیشگیری بهتر از درمان است پس سعی کنید نگذارید که مشکلی برایتان ایجاد شود کافیست پیشگیری کنید . چگونگی پیشگیری برمیگرده به مباحث که قبل گفتیم که باید: خوب اطلاعات جمع کنید سپس خوب فکر و تحلیل کنید و بعد درست و وابسته به اطلاعات و به موقع عمل کنید . با این روش 70% مشکلات ایجاد نمی شوند (اگر واقعا این گونه عمل کنید ) %20 مشکلات از قبل که این برنامه را نداشتید سر چشمه می گیرند و بقیه مشکلاتی که ایجاد شده هم عوامل بیرونی داره که با تفکر و تحقیق و دوباره تفکر حل می شوند !
اول فکر کنید تا خوب جوانب رو بسنجید دوم تحقیق کنید تا متد های جدید و قدیم همچنین تجارب پیشکسوتان واطلاعات لازم را کسب کنید و سوم فکر کنید که جوانب را با دید جدید بسنجید و راه حل را انتخاب کنید.
راستی یک سوال ؟
مشکل چیست ؟
به هر چیزی که ذهن آدمی را به خودش مشغول کند مشکل می گویند .
طبیعتا انسان با همین مشکلات هست که زندگی می کند و بحث ما سر مشکلات عادی نیست بلکه بر سر مشکلاتی هست که به یک مانع بر سر راه ما تبدیل شدند و به راحتی کنار نمی رند و جلوی پیشرفت ما در تنیجه رسیدن به هدف اصلی را از ما صلب میکنند .با این مشکلات یک کار خوب می شه کرد میم این گونه مشکلات را بر دارید می شن شکلات به جنگ شکلات رفتن کار سختی نیست بخوریدشون لذت بخش زیبا خواهد بود بخصوص زمانی که به پشت سر نگاه کنید !
فقط یک حرف باقی می ماند :
یادش به خیر
فساد!
فساد!
فساد!
مفاسد اجتماعی !
بابا این حرفا چیه ؟ حجاب زورکی کجای اسلام خوندید شماها ! جالبه به حجاب پسرا هم گیر میدن ! باسه شما چه فرقی داره یه جوان چی تنش می کنه ! اگر جوانان ما انقدر بی جنبن که به این راحتی تحریک میشن
لطفا ادامش را در ادامه مطلب بخوانید.
بدبختی هایمان تنها در باغچه ای که خودمان کاشته ایم می روید !
فقط شمایی که دوست داری دروغ نشنوی ؟ باور کن کسی دوست نداره از شما دروغ بشنوه ! مخصوصا در مواردی که حق طرفه حقیقت رو بشنوه ! با هر دروغ که می گید اعتماد در جامعه کاهش پیدا می کنه . بدختی که تو بهش قول دادی سر ماه چکت وصول بشه و نشد دیگه از کسی چک نمی گیره ! اگر به دوستت می گی دوستش داری و اون بفهمه که بهش دروغ گفتی اون دیگه سعی می کنه به کسی دل نبنده !
قدیما مردم برا هم سیبیل گرو می گذاشتن
اما حالا با این تخریب اعتماد به جامعه دیگه سند خانه تون رو هم بگذارید با زور قبول میکنن بهت جنس قسطی بدن !
می ترسم روزی برسه که دیگه کسی به پدر و برادرشم هم اتماد نکونه گرچه الان هم تقریبا همینطوره ! یا سلب اعتماد اقتصاد جامعه می خوابه . سرمایه دارا به کسی سرمایه نمی دن تا با هاش کار کند پولش رو می زاره تو صندوقچه اسرار تا با ۱۰۰۰۰۰میلیارد کفن ابریشمی بخرن ! حقم دارن ! حتی اگر جانتون در خطر بود دروغ نگید تو لغتنامه ی ذهنتون جلوی دروغ مصلحتی بنویسید .... شعر ! ببخشید ! اما من واقعا از این کلمه بدم میاد . اگر دوست دارید دروغ مصلحتی بشنوید دروغ مصلحتی بگید !
توی اسلام گناه دروغ از دزدی بیشتر . به خدا الکی نیست ! آیا شما دزدی مصلحتی می کنید ؟
آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفتی آشفتگی من از این است که دیگر نمی تواتنم سخنانت را باور کنم
فردریش نیچه
دل شکتـه ی آتش عشقــم چه خیر ؟ خدا کجا بود معشوقه ی عاشق دیر
خدا منـــم بـنــده ی نسـیــــان بازت بـگفتم روزی نمی کـنـم فراموشــت
تو بدانی که چند بار توبه شکستم من تو بـگفتی خطا نــکن باز کردم مــن
تو آفـریــدی مرا ز سـرشــت خودت تو که تنها عشق و عاشقی تو خودت
بیا ببین زمانه را ! مجنون کجا باشد؟ دلــــی نبود که داخلش دلــــــی باشد
سـری نبـود که بـرش همســـری باشد دریــــچــه ی قلــبـــا مسـتـتـر باشــد
دلا هـمـه بــــســـتــه درش کجا باشـــد ورودی دل درهم و دیناروتومان باشد
موفقیت یک جامعه در گرو موفقیت تک تک اعضای آن جامعه است به همین دلیل ما تلاش می کنیم مطالبی ارائه کنیم که موفقیت شما را به ارمغان بیاورد