روزی خداوند برای امتحان حضرت موسی به او وحی می کند و می فرماید :( ای موسی بگرد و مخلوقی یا چیزی را بیاب و برای من بیاور که هیچ سودی نداشته باشد و وجودش اضافه باشد )![]()
حضرت موسی (ع) تا غروب به دنبال مخلوقی یا چیزی اضافه را بیابد که وجودش بدون سود باشد زمانی که کاملا نا امید شده بود در یک کوچه تنگ و تاریک سگی ژولیده و مریض هال را در زوباله ها یافت . پیش خود گفت :( این سگ چه سودی دارد جز ضرر و زیان ) حیوان زبان بسته را بگرفت و همراه خود کرد ۲ قدم برداشت زمانی که خاست سومین قدم را بر دارد پیش خود گفت چگونه ممکن است خوداوند تبارک و تعالی موجودی مضر بیافریند که سودی نداشته باشد و افسار سگ را رها کرد ء در آن هنگام از جانب خداوند بر حضرت موسی توسط حضرت جبرئیل وحی شد :( به خداوندی خدا سوگند اگر قدمی دیگر بر می داشتی از نبوت خلع می شودی! که در علم ایزد یزدان شک نکنی که خدا آخر العلوم است )
موفقیت یک جامعه در گرو موفقیت تک تک اعضای آن جامعه است به همین دلیل ما تلاش می کنیم مطالبی ارائه کنیم که موفقیت شما را به ارمغان بیاورد