چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۰۲ - 12:8 - علی -
داستان فرشته ی بیکار
عارفی شبی در خواب دید که به آسمان رفته . در آنجا گروهی از فرشتگان را دید که بسیار کار داشتند . آنها نامه هایی که در خواستها و دعا های مردم بودند را می گرفتند و برای خدا می بردند .
مرد جلوتر رفت . دسته دوم فرشته ها را دید که آنها نیز زیاد بودند . آنها نامه هایی را به زمین می فرستادند که جواب و اجابت دعاها بود .
مرد باز جلوتر رفت این بار فرشته ای را دید تنها که گوشه ای بیکار نشسته بود . از او پرسید که چرا بیکاری ؟
فرشته جواب داد : من مامور دریافت پاسخ اجابتهای دعاها هستم . اما مردم خیلی کم وقتی که دعاهایشان مستجاب می شود پاسخ می فرستند.
عابد گفت : چگونه می توانیم پاسخ را بفرستیم ؟
فرشته :
خیلی ساده با یک خدایا شکر !
موفقیت یک جامعه در گرو موفقیت تک تک اعضای آن جامعه است به همین دلیل ما تلاش می کنیم مطالبی ارائه کنیم که موفقیت شما را به ارمغان بیاورد